تبليغاتX
جوك

جوك

طنز و لطيفه ونکته ها و...

تست كنكور

۲۲ بهمن چه روزي است؟

الف- ۱۷ شهريور   ب- ۷ تير    ج- ۲۴ اسفند   د- ۱۶ آذر

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:20  توسط اي  | 

ازدواج

اولي : توچرا ازدواج نمي كني زن نميگيري؟

دومي: بابا آخه كي زنشو به ما ميده

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:18  توسط اي  | 

عكس العمل

اولي: وقتي زنت خونه نيست چكار ميكني؟

دومي: استراحت

اولي: وقتي خونه باشه چي؟

دومي: استقامت

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:16  توسط اي  | 

آرزو

به جوجه تيغي ميگن بزرگترين آرزوت جيه؟

جوجه تيغي ميگه: اينكه بغلم كني

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:38  توسط اي  | 

سربازي

 جوجه تيغي يك كيوي ميبينه به دوستش ميگه:

اين داداشمه تازه از سربازي اومده

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:36  توسط اي  | 

شغل

یه نفر شغلش درو پنجره ساختن بوده میره خواستگاری

مپرسن چکاره ای؟

میگه:ویندوز نصب میکنم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 23:48  توسط اي  | 

يك نفر دستش به نافش ميخوره ر يست ميشه.
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 22:44  توسط اي  | 

اولي: چقدر كامپيوتر بلدي؟

دومي:تاحدود زيادي مسلط و واردم چطور مگه؟

اولي: پس حالا ميتوني اين كامپيوتر رو روشن كني

دومي: نه تا اين حد!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 22:42  توسط اي  | 

آرزو

از گوسفندي پرسيدند بهترين آرزوت چيه گفت:آرزوم اينه براي يكبارم شده جلوي نيسان بشينم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 20:31  توسط اي  | 

در آرايشگاه

سلماني ناشي از مشتري پرسيد : شما چند برادريد.

مشتري گفت: اگه سلامت از دستت خلاص شم ۳ تا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 20:52  توسط اي  | 

جواب منطقي

از انيشتاين پرسيدند در جنگ جهاني سوم از چه سلاحي استفاده ميشود؟

او گفت: جوابش را نميدانم ولي اين را ميدانم كه بعد از جنگ جهاني سوم بشر از تير و كمان استفاده ميكند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1384ساعت 22:32  توسط اي  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 22:4  توسط اي  | 

نكته

زن از موش ميترسد و موش از گربه و گربه از سگ و سگ از مرد و مرد از زن!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 20:26  توسط اي  | 

راننده خوب

آمبولانس بسرعت وارد محوطه بيمارستان شد و ۵ نفر زخمي را پياده كرد.

پرستار گفت: بما اطلاع دادند كه دو نفر زخمي داريم.

راننده جواب داد: بله بقيه را هم خودم وسط راه زير گرفتم.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 14:24  توسط اي  | 

خوش حساب

بلاخره آخرين قسط گهواره را به فروشنده دادند.فروشنده ضمن تشكر پرسيد: حال بچه چطوره؟

آورنده پول جواب داد:بد نيستم امسال دانشكده ام را تمام ميكنم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 16:15  توسط اي  | 

از خود راضي

زن و شوهري در رستوران نشسته بودند.

مرد گفت:آن دختر زيبا كه روبرومون نشسته چطوري به من لبخند ميزنه.

زن گفت:اينكه چيزي نيست من دفعه اول كه تو را ديدم از خنده روده بر شدم!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 14:34  توسط اي  | 

نكته

به كسي كه حقيقت را بگويد يك اسب هم بدهيد چون براي فرار خيلي به آن احتياج دارد.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 8:4  توسط اي  | 

قسط

مرد بعد از حساب و كتاب زياد به زنش گفت: اين قسط آخر زايشگاه رو بديم بچه كاملا مال خودمون ميشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 21:28  توسط اي  | 

مخالفت

مردي به دوستش مي گفت: زنها علاقمندند مخالف شوهرشان اظهار نظر كنند

مثلا من به زنم پيشنهاد ميكنم بريم دور دنيا را سياحت كنيم. او ميگه نه بريم جاي ديگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 19:30  توسط اي  | 

استراحت

اگر در ايام نوروز از استراحت زياد خسته شده ايد استراحت كنيد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 21:37  توسط اي  | 

نكته

همه مردم ميخواهند زياد عمر كنند ولي هيچكس حاضر نيست پير شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 21:0  توسط اي  | 

اگهي

احمد به خانه ات برگرد. ظرفها مدتي است شسته نشده .گردوخاك همه جا را گرفته. بچه ها مدتي است حمام نرفته اند.

زن خانه دار تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 20:57  توسط اي  | 

تنبلي

دو نفر از خروسهايشان صحبت ميكردند.

اولي گفت : خروس من آنقدر تنبل است كه در ۲۴ ساعت يك مرتبه ميخواند.

دومي گفت: بابا اين كه خيلي زرنگ است خروس من هر وقت خروس همسايه مي خواند سرش را بعلامت تصديق پايين مي آورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 20:54  توسط اي  | 

مبالغه

بيمار خطاب به دكتر گفت: مثل اينكه نصف مغز من كار ميكند.

دكتر گفت: اختيار داريد آقا شما هميشه مبالغه ميكنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 20:32  توسط اي  | 

نیروی تلف شده

در درس فیزیک معلم از شاگرد پرسید: نیروی تلف شده یعنی چه؟

شاگرد گفت: نیروی تلف شده عبارتست از تعریف کردن داستان ترسناک برای کسی که یک تار مو هم در سر نداشته باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت 14:25  توسط اي  | 

قضا و قدر

دو نفر درباره هواپیما و مسافرت و خطرات آن حرف میزدند

اولی گفت: از خطر نباید ترسید اجل هرکجا باشد می آید خواه در هواپیما باشی یا دریا ویا هرکجای دیگر

دومی جواب داد : اگر به هواپیمایی سوار شویم که اجل خلبان رسیده باشد تکلیف چیه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1384ساعت 19:55  توسط اي  | 

انتقاد

دونفر راجع به خواننده ای بحث میکردند.

اولی میگفت: این خواننده مثل یک گوساله نعره میزند.

دومی در جوابش گفت: نظرت اشتباه است او آنقدرها جوان نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1384ساعت 16:40  توسط اي  | 

راز طول عمر

از پيرمردي پرسيدند دليل اينكه ۱۲۰ سال عمر كرذي چيست؟

پيرمرد گفت:بدليلي كه هنوز نمرده ام

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1384ساعت 23:1  توسط اي  | 

اعتماد

به دوست تازه و خانه کهنه اعنماد نکن
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1384ساعت 22:27  توسط اي  | 

ادعای پیامبری

مرد شیادی ادعای پیامبری کرد او را نزد حاکم بردند حاکم پرسید:اگر تو پیامبری کتابت کو؟

مرد گفت: من کتاب ندارم جزوه می گویم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اسفند 1383ساعت 8:17  توسط اي  |